نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۹ فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

بی‌لبت ساغر می‌ آب ندارد امشب

شمع در مجلس ما تاب ندارد امشب

دل ندانم که دگر در چه خیالست که باز

اشک در دیدة ما خواب ندارد امشب

موج طوفان بلد و وعدة ساحل نزدیک

کشتیم لنگر گرداب ندارد امشب

شمع روی که برافروخته یارب! که فلک

رنگ بر چهرة مهتاب ندارد امشب

از سرشکم نه همین پنجة مژگان جگریست

این حنا، کیست که در آب ندارد امشب

تیرت از پهلوی ما پای کشیدست که دل

تکیه بر بستر سنجاب ندارد امشب

خبری هست که اشکم نه چو هر شب فیّاض

پنجه در پنجة سیماب ندارد امشب

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به بی‌توجهی معشوقه‌اش اشاره کرده و از احساس شرمساری و نیاز خود سخن می‌گوید. او با استفاده از تصاویر زیبا، مانند جانفشانی و رابطه شمع و پروانه، عمق عشق و فراق را به تصویر می‌کشد. همچنین تأکید می‌کند که زیبایی معشوقه‌اش حال و هوای جشن را تحت تأثیر قرار داده و باعث می‌شود که شمع از شرم گدازش بیفتد. در نهایت، شاعر نمی‌داند چرا احساساتش این‌قدر قوی است و از ناله و درد دلش به نغمه‌ای دل‌نشین تبدیل شده است.