شمارهٔ ۸۶ فیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
عُجْب در مستی ندارد هیچ فرقی با شراب
من نمیدانم چرا بدنام شد تنها شراب!
رندی و چندین رعونت شیخی و صدگونه عیب
چون شود هشیار کس! اینجا شراب آنجا شراب
بیخودی جاوید باید، عمر دنیا کوتهست
من نمینوشم از آن در نشئة دنیا شراب
نیست در دلبستگیها نشئهای در باده هم
هست با وارستگی دنیا و مافیها شراب
چارة لغزیدن این ره عصای بیخودیست
هر کجا افتم ز دست عقل گویم: یا شراب
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان تأثیرات مثبت و شادیآفرین شراب بر دلهای خسته و غمگین میپردازد. شاعر میگوید شراب نه تنها مایه تسکین دردهاست، بلکه در آن نوعی شکوفایی و نشاط نیز نهفته است. او به این نکته اشاره میکند که زاهدان، با ایجاد تابوهایی درباره شراب، نمیتوانند از خوشیها و لذتهای آن جلوگیری کنند. در نهایت، شاعر به قدرت شراب در ایجاد مهر و محبت در دل اشاره میکند و از آزاد شدن از محدودیتهای عرفی و مذهبی خبر میدهد.