نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۸ فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)

دلم از غصّه رنجورست امشب

زتن آسایشم دورست امشب

بخواهد آهم از گردون گذشتن

کمان ناله پرزورست امشب

به چشم ماه میل سُرمة آه

کشم چندانکه مقدورست امشب

ز آغوش خیالم چشم بد دور

که آسایشگه حورست امشب

تو ای ناصح دماغ خود مرنجان

شکیبایی زمن دورست امشب

جهان تنگست بر من چون دل مور

مرا گویی شب گورست امشب

دو عالم تیره شد فیّاض گویی

چراغ ماه بی‌نورست امشب

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از احساسات غم‌انگیز و تنهایی خود صحبت می‌کند. او به کمبود شراب و روشنایی در مجلس اشاره می‌کند و می‌گوید که امشب هیچ چیز روح‌افزا نیست. دلش پر از اندوه است و اشک‌هایش به خواب نمی‌روند. بروز طوفان و نزدیکی به ساحل به نوعی حاکی از بی‌قراری است و شاعر احساس می‌کند در این شب شرایط خوبی ندارد. او به زیبایی‌های معمولی نیز اشاره می‌کند و بر بی‌رمق بودن آن شب تأکید می‌کند. در کل، شاعر احساس یأس و ناامیدی را به تصویر می‌کشد.