شمارهٔ ۹۳ فیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
گر برین قامت فزاید جلوة آن دلفریب
بر سر بازار محشر وعدة ما و شکیب
من کیم مرغی که بهر نغمه در بندش کنند
از پریدن ناامید از سر بریدن بینصیب
هر که را دردیست از دست طبیب آید علاج
وای بیماری که چون من هست دردش از طبیب
از قضا بخت سیه هرگز نمیکردم قبول
گر ندادی آشناییهای آن زلفم فریب
میتوانی در سخن فیّاض داد جلوه داد
زانکه لفظ آشنا داری و معنیِّ غریب
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این غزل درباره حسرت و عشق عمیق شاعر به محبوبش است. شاعر با بیان تصاویری زیبا و نمادین، احساسات شدید خود را انتقال میدهد. او از سوختن دل خود به خاطر عشق و زیبایی محبوب، تشنگی و دلتنگی برای بزم و دیدار او سخن میگوید. هر بیت به نوعی به شدت عشق و حسرت اشاره دارد که حتی بر خاکستر و آتش درونش تأثیرگذار است. در نهایت، شاعر از تب و حسرتی که در دل دارد، یاد میکند و نشان میدهد که چقدر این احساسات عمیق و سوزان است.