غزل شمارهٔ ۱۲۸ فیض کاشانی
فیض کاشانی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
جان روشندلان که مظهر تست
پرتوی از جمال ازهر تست
مستی عاشقان شیدائی
از لب لعل روح پرور تست
دل ما بیدلان سودائی
خستهٔ غمزهٔ ستمگر تست
مست و مخمور از شراب توایم
غم و شادی ما زساغر تست
باعث اختلاف لیل و نهار
زلف مشکین وروی انور تست
سبب انقلاب بدر و هلال
روی خوب و میان لاغر تست
همه سرگشتگان کوی توایم
همه را روی عجز بر در تست
هرچه در عالم کبیر بود
همه شرح کتاب اکبر تست
تو زمن حال دی چه میپرسی
من چگویم زدل چو دل برتست
لطف و رحمت زبنده باز مگیر
فیض از جان کمینه چاکرتست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به ستایش و توصیف محبوبی میپردازد که جان و روح عاشقان را سرشار از عشق و شیدایی میکند. شاعر از زیبایی و جذابیت محبوب سخن میگوید و تأثیرات او را بر زندگی و احساسات مردم مینویسد. او به مضامین غم و شادی اشاره میکند که از وجود محبوب نشأت میگیرد و به رابطه عاشق و معشوق و احساس وابستگی عمیق اشاره دارد. در پایان، شاعر از محبوب درخواست میکند که رحمت و محبتش را از بندگان نگیرد، زیرا وجود او در زندگی شاعر بسیار ارزشمند است.