غزل شمارهٔ ۱۲۹ فیض کاشانی
فیض کاشانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
دگر آزار مادر دل گرفتست
دگر آسان ما مشکل گرفتست
مباد آندست گردد رنجه دلرا
غم جان نه غم قاتل گرفتست
دلم ناید که دست از جان بدارم
که در وی عشق او منزل گرفتست
کنم اظهار اگر شور محبت
خرد گوید ره باطل گرفتست
اگر پنهان کنم غم سینه گوید
که بر من کار را مشکل گرفتست
چه مشکل بوده کار عشقبازی
ره آسودگی عاقل گرفتست
پریشان گر بگوید فیض عجب نیست
ز وضع روزگار سر گرفتست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساسات عمیق و پیچیدهی شاعر درباره عشق و مشکلات ناشی از آن میپردازد. شاعر از درد و رنجی که عشق به او وارد کرده صحبت میکند و میگوید که زندگی برایش سخت شده است. او درگیریهای درونی خود را توصیف میکند و میگوید که افکارش تحت تأثیر عشق قرار گرفته و نمیتواند از آن دل بکَند. همچنین، ابراز احساساتش را با تردیدهایی همراه میبیند؛ زیرا میداند که عشق میتواند پیچیدگیها و مشکلاتی به همراه داشته باشد. در نهایت، شاعر به سختیهای عشق و تأثیرات روزگار بر حالت روحیاش اشاره میکند.