نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۸۰ فیض کاشانی

فیض کاشانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

به زهر آلوده مژگان خواهدم کشت

طبیب من به درمان خواهدم کشت

ندارد هیچ پروایی دل من

تغافل‌های جانان خواهدم کشت

به نازی یا نگاهی سازدم کار

به لطفی یا به احسان خواهدم کشت

به خوابم دوش حرف وصل می‌گفت

مگر امروز هجران خواهدم کشت

ملامت گو چه می‌خواهد ز جانم

کرانی زین کرانان خواهدم کشت

مگر اینان به شیرینی کشندم

وگرنه زهر آنان خواهدم کشت

به رسوایی و شیدایی زن ای فیض

وگرنه درد هجران خواهدم کشت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این ابیات به عشق و درد هجران اشاره می‌کند. او می‌گوید که می‌خواهد به زهر مژگان محبوبش آلوده شود و اگر درمان نگیرد، خود را خواهد کشت. دلش هیچ نگرانیتی ندارد و به بی‌توجهی محبوبش اشاره می‌کند. او در حال انتظار ناز و نگاه عشق است و حتی خوابش پر از حرف‌های وصال محبوب است. در ادامه، شاعر به ملامت‌ها و دردهای ناشی از هجران اشاره می‌کند و در نهایت می‌گوید که اگر این عشق شیرین نباشد، خود را تسلیم تلخی می‌کند و از درد هجران خواهد مرد.