غزل شمارهٔ ۲۰۱ فیض کاشانی
فیض کاشانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
اگر از عشق حق بر سرنهی تاج
ستانی زین جهان و زانجهان باج
وگر سردر ره عشقش ببازی
سوی بر تارک هر سروری تاج
خدا از عشق کرد آغاز عالم
نبی از عشق جست انجام معراج
سکون از عشق دارد کوه و صحرا
خرد از عشق دارد بحر مواج
گهی کم گه زیاد از عشق شد مه
زعشق افروخت رخ خورشید و هاج
زنور عشق دارد روشنی روز
سیه از دود عشق است این شب داج
زنور عشق شد معروف عارف
زشور عشق شد منصور حلاج
زعشق کعبه ریحانست و سنبل
مغیلان گرزند بر دامن حاج
چو فیض از عشق شد فیاض معنی
سزد گر گیرد از اهل سخن باج
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان اهمیت و قدرت عشق میپردازد. شاعر میگوید که اگر انسان از عشق حق دست بردارد، تاج و نعمتهای دنیوی و آخرتی را از دست میدهد. عشق به عنوان منبع آغاز آفرینش و هدف نهایی عروج نبی معرفی شده است. همچنین، عشق موجب سکون و آرامش در طبیعت و خرد در دریاهاست. شاعر اشاره میکند که عشق میتواند شدت و ضعف داشته باشد، و از آن است که خورشید روشن و روز شفاف میشود. عشق به عارفان روشنی بخشیده و باعث ظهور شخصیتهای بزرگ تاریخ مانند منصور حلاج شده است. در نهایت، شاعر میگوید که عشق با زیباییهای دنیا همچون کعبه و گل سنبل پیوند دارد و نباید از اهل سخن در این مورد غافل شد.