نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۸۲ فیض کاشانی

فیض کاشانی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

همه را خود نوازد و سازد

گرچه از خود بکس نپردازد

همه او او همه است خود با خود

جاودان نرد عشق می‌بازد

کسوت نو بهر زمان پوشد

مرکب تازه دم بدم تازد

گاه شاهد شود کرشمه کند

گاه با شاهدان نظر بازد

که نیاز آورد بدرگه خود

گاه بر خود بخویشتن نازد

گاه سوزد بقهر دلها را

گاه سازد بلطف و بنوازد

هست درمان هر دلی دردی

فیض را درد عشق می‌سازد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف عشق و رابطه با خود و دیگران می‌پردازد. شاعر بیان می‌کند که عشق همیشه در حال تغییر و تحول است و شخص همیشه به نوعی با خود درگیر است. عشق هم می‌تواند دردناک و هم دلنشین باشد؛ گاهی انسان با عشق می‌سوزد و گاهی از آن لذت می‌برد. در نهایت، عشق به عنوان درمانی برای دل‌ها معرفی می‌شود که درد و رنج آن را به وجود می‌آورد.