نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۶۳ فیض کاشانی

فیض کاشانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

این فقیهان که بظاهر همه اخوان همند

گر به باطن نگری دشمن ایمان همند

جگر خویش و دل هم ز حسد می‌خایند

پوستین بره پوشیده و گرگان همند

تا که باشند در اقلیم ریاست کامل

در شکست هم و جوینده نقصان همند

واعظان گرچه بلیغند و سخندان لیکن

گفتن و کردن این قوم کجا آن همند

آه ازین صومعه‌داران تهی از اخلاص

کز حسد رهزن اخلاص مریدان همند

ساده‌لوحان که ندارند زادراک نصیب

رسته‌اند از همه آفات و محبان همند

زاهد و عارف و عابد همه بر درگه حق

خواجه شأنان هم و بنده و سلطان همند

خوب رویان جهان مظهر لطفند ولی

مست چشمان هم و خسته مژگان همند

دردمندان مجازی که جگر سوخته‌اند

چون نشستند بهم شمع شبستان همند

گاه سازند بهم گاه ز هم می‌سوزند

همد مانند گهی گاه رقیبان همند

اهل صورت که ندارند ز معنی خبری

همه در رشک زر و سیم فراوان همند

خویش با خویش چرا شور کند در تلخی

پنج روزی که برین مائده مهمان همند

مجلسی را که نه از بهر خدا آرایند

تا نشستند بهم رهزن ایمان همند

اهل بزمی که در آن حضرت دانائی نیست

بملاهی و مناهی همه شیطان همند

فیض خاموش ازین حرف سخن کوته کن

از گروهی که در ایمان همه اخوان همند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به نقد ریاکاری و دوگانگی در رفتار انسان‌ها می‌پردازد. شاعر指出 می‌کند که بسیاری از فقیهان و واعظان، به ظاهر پیروان دین هستند، ولی در باطن به مخالفان ایمان شبیه‌اند و با حسد و نفاق پر هستند. او به این نکته اشاره می‌کند که انسان‌های ساده‌دل که از فریب دنیا بی‌خبرند، بیشتر اهل محبت و صفا هستند تا زاهدان و عارفانی که در ظاهر، شایسته مقام هستند. همچنین، شاعر به بی‌معنایی و ریاکاری در مجالس و محافل اجتماعی اشاره می‌کند و می‌گوید افرادی که در این جمع‌ها حضور دارند، بسیاری از آن‌ها فاقد صداقت و ایمان واقعی‌اند. در نهایت، او از این وضع گلایه دارد و بر این باور است که اکثر افراد در دنیای خود به دنبال حب و دوستی واقعی نیستند و دروغین به هم نزدیک شده‌اند.