نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۸ فیض کاشانی

فیض کاشانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

ای لال ز وصف تو زبان‌ها

کوته ز ثنای تو بیان‌ها

با آنکه تو در میان جانی

جویای توایم در کران‌ها

هر گوشه فکنده تیر فکرت

زه کرده بهر کمان کمان‌ها

گاهی به بتی شویم مفتون

جوییم جمالت از نشان‌ها

گاهی از چشم و گاه ابرو

گاهی از لب گهی دهان‌ها

گاهی از لطف و گاه از قهر

گاهی پیدا گهی نهان‌ها

گه سیر کنیم در خط و خال

جوییم ترا در آن میان‌ها

گاه از سخنان توی‌برتوی

گاهی ز کتاب و گه بیان‌ها

القصه بهر طریق توییم

با بال دل و پر روان‌ها

گیریم سراغت از که و مه

گاه از پیران گه از جوان‌ها

ما را با تو سری و سرّیست

پنهان ز تن و دل و روان‌ها

سودای تو هرکراست چون فیض

دارد بس سود در زیان‌ها

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به وصف زیبایی و ویژگی‌های خاص محبوبش می‌پردازد. او بیان می‌کند که زبان‌ها از توصیف محبوبش ناتوان‌اند و هر کسی که به دنبال محبوب است، به طرق مختلف به جستجوی او می‌پردازد. شاعر با اشاره به افکار و احساسات مختلف، از زیبایی‌های ظاهری (چشم، ابرو، لب) تا لحظات دلنشین و ناخوشایند، به عشق و علاقه خود نسبت به محبوب اشاره می‌کند. این جستجو همیشگی و پرهیجان است و نشان‌دهنده ارتباط عمیق و پنهانی شاعر با محبوبش است. در انتها، شاعر بیان می‌کند که عشق به محبوب، حتی در زیان‌ها، نفعی بزرگ به همراه دارد.