غزل شمارهٔ ۵۱۴ فیض کاشانی
فیض کاشانی / غزلیات / وزن: مستفعلن فع مستفعلن فع (متقارب مثمن اثلم)
ایاک ادعوا انت السمیع
ایاک ارجوا انت الشفیع
همت بلندم کوتاه دستم
انت الرفیع انت المنیع
هر جا کنم رو روی تو بینم
بالا و پستی انت الوسیع
یا من احاط بکل شیء
والکل احصی انت الجمیع
دنیای من تو عقبای من تو
هم این و هم آن انت البدیع
طی کن کتابم وقت حسابم
بگذر ز من زود انت البدیع
کأساً اذقنی من عین حبّک
فیض الفیض یدعوا انت السّمیع
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این متن به خداوند دعا میکند و به صفات او اشاره میکند. او از خداوند میخواهد که شنوا باشد و شفیعش شود. با وجود اینکه تلاش و همت او بالاست، اما حس میکند که دستش کوتاه است. خداوند را کسی میداند که در هر جا حاضر است و همه چیز را در بر میگیرد. او دنیایش و آخرتش را وابسته به خداوند میداند و از او درخواست میکند که در روز محاسبه، از گناهانش بگذرد. در پایان، شاعر از خداوند میخواهد تا طعم محبت خود را به او بچشاند.