نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۵۱۵ فیض کاشانی

فیض کاشانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

عشق بر اکوان محیطست و وسیع

عشق در عالم مطاع است و مطیع

عشق در دلها حیاتست و روان

عشق در سرها سماع است و سمیع

عشق در مردان حق آئینه است

مینماید پرتو حسن منیع

عشق در سالک رهست و راهبر

میرساند تا بدرگاه رفیع

عشق در املاک واله بودنست

عشق در افلاک جولان سریع

عشق آتش سوختن افروختن

عشق در انجم نظرهای بدیع

عشق در کوی زمین افتادگی است

عشق در انهار جریان سریع

عشق در بحرست امواج غریب

عشق در بّر است دامان وسیع

عشق در کوهست تمکین و ثبات

عشق در باد هوا سیر سریع

عشق در مرغان خوش الحان نعم

عشق در گلهاست الوان بدیع

عشق در اطفال لهوست و لعب

در زنان ازواج را بودن مطیع

عشق در نادان ز دانایان سوال

عشق دانا دانش و خلق وسیع

عشق دلهای تهی از عشق حق

پر شدن از مهر رخسار بدیع

عشق در شاعر معانی بستن است

عشق در فیض است احصای جمیع

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

عشق در همه جا حاکم و گسترده است؛ وجود آن در دل‌ها زندگی و در سرها شادی و آوایی شگفت‌انگیز به ارمغان می‌آورد. عشق جلوه‌ای از زیبایی در دل مردان حق است و راهنمایی برای سالکان را فراهم می‌کند. عشق در آسمان‌ها و زمین، در جریانات سریع و در جاهای مختلف وجود دارد؛ از آتش و امواج دریا تا باغ‌ها و کوه‌ها. عشق در پرندگان خوش‌خوان، در رنگ‌های گل‌ها، و در بازی و شادی کودکان تجلی می‌یابد. همچنین، عشق در دانش و درک میان انسان‌ها قابل مشاهده است و دل‌های خالی را از عشق پر می‌کند. به طور کلی، عشق سرتاسر هستی را دربر گرفته و همه چیز را به هم پیوند می‌دهد.