نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۵۷۷ فیض کاشانی

فیض کاشانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

از بوی می عشق برنگ آمده‌ام

باز شه عشق را بچنگ آمده‌ام

کی باشد عاشقی دچارم گردد

از صحبت عاقالان بتنگ آمده‌ام

شد خسته بخار زهد اول قدمم

ره را همگی بپای لنگ آمده‌ام

مقصد بنگر ز سختی راه مپرس

در هر قدمی پای بسنگ آمده‌ام

عمرم به شتاب رفت هنگام شباب

پیرانه سر این ره به درنگ آمده‌ام

در صورت اگر بعاقلان می مانم

در معنی لیک شوخ و شنگ آمده‌ام

در سینهٔ دوستان سردوم چونفیض

در دیدهٔ دشمنان خدنگ آمده‌ام

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر از عشق و حال و روز عاشقانه‌اش سخن می‌گوید. او به بوی عشق و احساساتش اشاره می‌کند و از اینکه در این مسیر عاشقی به دست آمده است، می‌نالد. به توصیف سختی‌های راه می‌پردازد و می‌گوید که در این سفر با پاهایی ناتوان قدم برمی‌دارد. او عمرش را سریع‌العبور می‌داند و حالش در جوانی و پیری را بررسی می‌کند. در نهایت، در بین دوستانش احساس سردی و در مقابل دشمنانش احساس تهاجم دارد. شاعر تمایلش به دنیای عشق و همچنین چالش‌هایی که در این مسیر با آن مواجه است را به تصویر می‌کشد.