غزل شمارهٔ ۶۰۹ فیض کاشانی
فیض کاشانی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
لبکی چون شکر هوس دارم
رخکی چون قمر هوس دارم
یارکی آفتاب طلعتکی
درم آید ز در هوس دارم
سرو بالای ماه سیمائی
خوش کشیدن ببر هوس دارم
بوسکی از دهانکی تنگی
نمک اندر شکر هوس دارم
بادهٔ تلخ و ساقی شیرین
هر دو سر بیخبر هوس دارم
صحبتی گرم بابتی نرمی
آتشی بی شرر هوس دارم
فیض ازینگونه حرفها بگذر
گفت و گوی دگر هوس دارم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از خواستهها و آرزوهایش سخن میگوید. او به دنبال لبی شیرین و چهرهای زیباست، همچنین yearning برای رفاقت با کسی که دارای ویژگیهای خاصی است. شاعر به کشش بین عشق و لذت اشاره میکند و اشتیاقی به بوسه و نوشیدن شراب دارد. او خواهان لحظاتی گرم و صمیمی است و در نهایت اشاره میکند که به دنبال گفتار و ارتباطی تازه و متفاوت است.