غزل شمارهٔ ۶۱۰ فیض کاشانی
فیض کاشانی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
نالهای با اثر هوس دارم
آتشی با شرر هوس دارم
با دلی پر ز درد عشق کسی
نالهای سحر هوس دارم
هم دلی پر ز درد میخواهم
هم سری بیخبر هوس دارم
بی می و جام و مطرب و ساقی
مستی و شور و شر هوس دارم
عیش بر عاشقان حرام بود
می ز خون جگر هوس دارم
مستئی و جنونی و کشتن
کوبکو دربدر هوس دارم
در هوای میان باریکی
گشتن اندر کمر هوس دارم
در خیال دهان شیرینی
خرفه اندر شکر هوس دارم
کوه و صحرا و عشق و سودائی
بهر فیض این هنر هوس دارم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر، آرزوها و تمایلات خود را با استفاده از تشبیهات و تصاویری زیبا بیان میکند. او از دلتنگی و درد ناشی از عشق صحبت میکند و خواهان احساساتی چون ناله و آتش بر اثر هوس است. شاعر به دنبال شادابی و مستی بدون حضور می و ساقی میباشد و حسرت عشق را با طعم خون جگر توصیف میکند. او همچنین از شور و جنون و کشش به سمت جاذبهها و زیباییهای طبیعی و عشق سخن میگوید و در نهایت به دنبال تحقق این آرزوهاست.