نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶۴ فیض کاشانی

فیض کاشانی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

شبی رو بحق آر ای جان مخسب

بنال از غم درد پنهان مخسب

ترا چارهٔ باید از بهر درد

بسوز شبش ساز درمان مخسب

بیک شب اگر چاره شد خواب کن

وگرنه شبی دیگر ای جان مخسب

کجا یک شب و ده شب این میشود

بمان خواب راحت بدو نان مخسب

نخسبی بسی شب ز درد تنت

اگر جان زتن به بود هان مخسب

بخسب از نفهمیدهٔ درد جان

و گرنه بجای عزیزان مخسب

چو خواب آیدت سربزانو بنه

ببستر میفت و بسامان مخسب

سحر گه خروسان خروشان شوند

تو هم چون خروسان خروشان مخسب

اگر خواب تن را فزونی دهد

برد روح را خواب نقصان مخسب

اگر اول شب نخسبی چو فیض

چو نیمی رود یا که ثلثآن مخسب

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به موضوع خواب و دردهای پنهان انسان اشاره دارد. شاعر از شخصی می‌خواهد که شب را به زحمت نکشد و از غم و دردهایش ناله نکند. او تأکید می‌کند که برای درمان دردها باید خواب را انتخاب کند و اگر یک شب خواب راحت داشته باشد، می‌تواند به آرامش برسد. همچنین شاعر بر این نکته تأکید دارد که در طول شب دردهای جسمی نباید مانع خواب راحت شوند و فرد باید از غم و اندوه خود دوری کند. در نهایت، اشاره می‌کند که خوابیدن در شب می‌تواند به آرامش روحی کمک کند.