نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۷۹ فیض کاشانی

فیض کاشانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

اگر ساغر دهد ساقی ازین دست

بیک پیمانه از خود میتوان رست

حریفانرا چه حاجت با شرابست

اشارتهای ساقی میکند مست

چه لازم روی از مادر کشیدن

بمژگان هم دل ما می توان خست

به بستن من خوشم تو با شکستن

بنو هر لحظه عهدی میتوان بست

خوشا آن دل که از اغیار ببرید

خوشا آن جان که از جز یار بگسست

خوشا آن دل که با دلدار آمیخت

خوشا آن جان که با جانانه پیوست

خوش آن کو از سر کونین برخواست

بخلوت خانة توحید بنشست

بامید تو افکندند بسیار

نیامد جز مرا این صید در شست

بلندی می تواند کرد بر چرخ

کسی کاو نزد تو چون فیض شد پست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر دربارهٔ لذت و شادی ناشی از عشق و دوستی است. شاعر به ساقی اشاره می‌کند که با یک پیمانه می‌تواند آدمی را از خود رها کند و نشان می‌دهد که حریفان نیازی به شراب ندارند زیرا اشارات ساقی آنان را مست می‌کند. او بر این نکته تأکید می‌کند که خوشا به حال دلهایی که از غیر دلدار بریده‌اند و به وصال یار رسیده‌اند. شاعر به وحدت و نزدیکی با معشوق و خداوند نیز اشاره کرده و در پایان به این نکته می‌پردازد که کسی که در عشق به خداست، به جایی رفیع دست پیدا می‌کند.