نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶۵ فیض کاشانی

فیض کاشانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

بده پیمانه سرشار امشب

مرا بستان زمن ای یار امشب

ندارم طاقت بار جدائی

مرا از دوش من بردار امشب

نقاب من زروی خویش برگیر

برافکن پرده از اسرار امشب

زخورشید جمالت پرده بردار

شبم را روز کن ای یار امشب

بیا از یکدیگر کامی بگیریم

فلک در خواب و ما بیدار امشب

شب قدر و ملایک جمله حاضر

مهل ساقی مرا هشیار امشب

از آن لب شربت بیهوشیم ده

مرا با خویشتن مگذار امشب

ببویت دم بدم از جارود دل

قرار دل تو باش ای یار امشب

بسی محنت که از هجرانکشیدم

دلم را باز ده دلدار امشب

ببالینم دمی از لطف بنشین

مرا مگذار بی تیمار امشب

بدست خویشتن تیمارمن کن

مرا مگذار با اغیار امشب

نخواهم داشت از دامان جان دست

سر فیضست و پای یار امشب

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر احساس عمیق عاشقانه و yearning برای وصال معشوق را توصیف می‌کند. شاعر از یار خود می‌خواهد که امشب او را فراموش نکند و غم جدایی را از دوش او بردارد. در این شب خاص، شاعر درخواست می‌کند که رازهای خود را فاش کند و نور جمالش را به او نمایان کند تا شبش به روز تبدیل شود. او همچنین از یار می‌خواهد که در این شب قدر و موقعیت مقدس، آنچه را که نیاز دارد به او هدیه دهد و مددش کند. شاعر از محنت‌ها و رنج‌هایی که از دوری کشیده صحبت می‌کند و در نهایت خواهان آرامش و محبت یار است تا از بی‌تیمی و تنهایی رهایی یابد.