نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۷۰۶ فیض کاشانی

فیض کاشانی / غزلیات / وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)

در ره دانش بفکر تا بتوان گام زن

تا که بجنبد بجنب ورنه بجنبان بفن

دست ز فکرت مدار تا که بحیرت رسی

دست طلب بعد از آن در کمر ذکر زن

ذکر چو بر دل زند و اله و مذکور شو

چشم و دل و گوش و هوش جمله بدانسو فکن

میبردت فکر و ذکر در ره عرفان و انس

تا که بمحنت کشد کار دل و جان و تن

چون بمحبت رسی جذبه رسد زانطرف

تا کشدت سوی خود تارهی از خویشتن

باز ندانم چها از پس آن رو دهد

گم شودت جان و تن وارهی از ما و من

چونکه گرفتی قرار در کنف لطف یار

گویدت ای پیک من رو سوی دارامحن

باز فرستد ترا جانب دار العنا

تا بتو گردد جدا راهبر از راهزن

لطف پیاپی ز یار می‌نگذارد قرار

در کف او اختیار جلّ و عزّ ذوالمنن

تا کی از اقوال فیض دعوی دانش کنی

در ره احوال نیز یکدوسه گاهی بزن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این اشعار، شاعر به اهمیت جستجوی دانش و عرفان اشاره می‌کند. او encourages می‌کند تا با تفکر و ذکر خداوند، به سوی درک عمیق‌تر و نزدیک‌تر شدن به حقایق الهی گام برداریم. poet warns در این مسیر ممکن است انسان از خود و هویت خود فاصله بگیرد و به عشق الهی برسد. در نهایت، شاعر تأکید دارد که در این راه، لطف و محبت الهی دائماً همراه انسان است و او را هدایت می‌کند. به عبارت دیگر، این شعر جامعیت تلاش برای شناخت و محبت به خدا را منعکس می‌کند، و بر پرهیز از خودخواهی و اهمیت تفکر و ذکری قوی تأکید دارد.