غزل شمارهٔ ۷۷۶ فیض کاشانی
فیض کاشانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
میزنم بر صف اغیار جنونست جنون
میدرم پردهٔ پندار جنونست جنون
دل من تنگ شد از دیدن و پنهان کردن
میدرم پردهٔ اسرار جنونست جنون
هر حدیثی که بدل عشق نهان میگوید
همه را میکنم اظهار جنونست جنون
قدح باده ز میخانه برون میآرم
میکشم بر سر بازار جنونست جنون
چون شدم عاشق و دیوانه چسان صبر کنم
میدرم جامه بیکبار جنونست جنون
چند جان محنت دوری کشد و دل سوزد
میروم تا بر دلدار جنونست جنون
فیض انواع جنان داری و پنهان داری
سحر کردی تو در این کار جنونست جنون
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساسات عمیق و جنونآمیز عشق میپردازد. شاعر از تنگی دل و نیاز به ابراز عشق صحبت میکند و بیان میکند که جنون عشق او را وادار به انجام کارهای غیرعادی میکند، مانند برداشتن پردهها و صحبت کردن درباره احساساتش. او همچنین به ناتوانی در صبر و تحمل دوری از معشوق اشاره میکند و به راحتی از محدودیتها عبور میکند. در نهایت، شاعر به قدرت و سحر عشق و تأثیر آن بر زندگیاش تأکید میکند.