غزل شمارهٔ ۷۷۹ فیض کاشانی
فیض کاشانی / غزلیات / وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
ای فتنها انگیخته آخر چه آشوبست این
ای خون عالم ریخته آخر چه آشوبست این
از زلف شور انگیخته بر ماه عنبر بیخته
دلها در او آویخته آخر چه آشوبست این
از چشم سحر انگیخته مژگان بزهر آمیخته
خون خلایق ریخته آخر چه آشوبست این
از لعل شکر ریخته جان در شکر آمیخته
شور از جهان انگیخته آخر چه آشوبست این
از لطف قهر انگیخته با قهر لطف آمیخته
وین هر دو درهم ریخته آخر چه آشوبست این
از عشق شور انگیخته با جان فیض آمیخته
زو این جواهر ریخته آخر چه آشوبست این
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به ابراز نارضایتی و نگرانی از وضعیت آشفتهی جهان میپردازد. او با اشاره به جنبههای مختلف زیبایی و عشق، از کشمکشها و تنشهایی سخن میگوید که باعث ریزش خون و درد در جامعه شده است. تمامی این عناصر با یکدیگر ترکیب شده و به یک آشوب بزرگ منجر شدهاند. شاعر با تکرار سؤال "آخر چه آشوب است این" به عمق این نابهسامانی و درد اشاره میکند و به بیان احساسات خود نسبت به وضعیت موجود میپردازد.