غزل شمارهٔ ۷۸۲ فیض کاشانی
فیض کاشانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
سوی ما آکه نباشد سفری بهتر از ین
روی ما بین که نباشد نظری بهتر از ین
طاعت ما کن و اخلاص بدست آور و صدق
سوی ما نیست ترا راهبری بهتر از ین
دل بنه بر غم ما نیست چو ما دلداری
سر بنه بر در ما نیست سری بهتر از ین
بگذر از هرچه به جز ماودرا در ره ما
اهل همت نشناسد گذری بهتر از ین
کوش تا صاحب اسرار معارف گردی
شجر عمر ندارد ثمری بهتر از ین
بگذر از صورهٔ هر چیز و بمعنی بنگر
نبود صاحب دلرا نظری بهتر از ین
در توحید ز اصداف معانی بکف آر
نیست در بحر حقایق گهری بهتر از ین
ثمر وصل بچین از شجر عشق که نیست
ثمری بهتر از آن و شجری بهتر از ین
روی معشوق هم از دیده معشوق به بین
بهر دیدار نباشد نظری بهتر از ین
چون بلا روی نهد تیر دعائی بکف آر
نبود تیر قضا را سپری بهتر از ین
با جفا جوی وفا کن که ز جورش برهی
بهر بد خوی نباشد حجری بهتر از ین
سخن فیض بر مستمعان شیرین است
صاحب ذوق ندارد شکری بهتر از ین
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به توصیف عشق و رسیدن به حقیقت میپردازد. او تاکید میکند که هیچ سفری بهتر از سفر به سوی عشق و حقیقت نیست و همچنان بر لزوم اخلاص و صداقت در این مسیر اشاره میکند. شاعر به این نکته میپردازد که دل باید به غم عشق بسپرد و از هر چیز غیر از خداوند بگذرد، زیرا تنها در این مسیر است که به معانی عمیق و اسرار الهی دست مییابیم. او همچنین بر اهمیت وصال و عشق به معشوق، و دوری از ظواهر و توجه به معانی واقعی تأکید میکند. در انتها، شاعر به این نتیجه میرسد که هیچ چیزی در این جهان شیرینتر و ارزشمندتر از عشق و وصال معشوق نیست.