نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۸۰۶ فیض کاشانی

فیض کاشانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)

من نزد توام حاضر هر جای چه جوئی تو

واندر همه جا هستم بیهوده چه پوئی تو

بیهوده نمی پویم ای دوست قرارم نیست

یکجا بچه سان باشم چون در همه سوئی تو

هر جا که شدم دیدم نقشی ز جمال تو

چون نیک نظر کردم گفتم مگر اوئی تو

گفتا همه اویم من ایرا همه رویم من

آری تو نداری پشت آری همه روئی تو

نور تو جهان بگرفت عالم همه روشن شد

ای آب حیات جان یا رب ز چه جوئی تو

چه آب و چه جو چه جان بگذار تو اسما را

اسما همه روپوش است خود پرده اوئی تو

هر سو کشدت میرو هر جا بردت میدو

اندر خم چوگانش ای فیض چه گوئی تو

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره حضور همه‌جا و همه‌زمانی یک موجود الهی است که شاعر به آن اشاره می‌کند. شاعر می‌گوید که هر کجا برود، اثری از زیبایی و جمال آن موجود را می‌بیند و نمی‌تواند از جستجوی آن دست بردارد. او بیان می‌کند که در واقع همه چیز در عالم به نور و وجود آن موجود وابسته است و نام‌ها و صفات تنها پرده‌هایی هستند بر روی حقیقت اصلی. همچنین شاعر به نوعی شگفتی و حیرت اشاره می‌کند که چگونه این موجود همه‌جا حاضر است و همواره در جستجوی آن است.