غزل شمارهٔ ۸۴۹ فیض کاشانی
فیض کاشانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
رفتم بخرابات توکلت علیالله
وارستم از آفات توکلت علیالله
ز خرقه و سجاده و تسبیح گذشتم
در کشف و کرامات توکلت علیالله
در خرقه سالوس نهان چند توان داشت
بتخانهٔ طاعات توکلت علیالله
عزی بدر آوردم و بر خاک فکندم
بر سنگ زدم لات توکلت علیالله
از آب و گل خویش سبک گشتم و رفتم
تا بام سموات توکلت علیالله
راه سفر طامه کبراست توکل
تا چند ز طامات توکلت علیالله
گویم سخنی فیض اگرنه خرفی تو
بگذر ز خرافات توکلت علیالله
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره توکل به خدا و رها شدن از وابستگیها و ظواهر دینی است. شاعر بیان میکند که از خرقه (ردای صوفیانه)، سجاده و تسبیح عبور کرده و به عمق ایمان و اتصال به خداوند رسیده است. او به نقد ظاهرگرایی رایج در اعتقادات دینی میپردازد و تأکید میکند که توکل واقعی باید فراتر از مراسم و ظواهر باشد. در نهایت، از خواننده میخواهد که از خرافات و تعصبات دور شود و به حقیقت توکل به خدا توجه کند.