نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۹۱۷ فیض کاشانی

فیض کاشانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

یاد وصل او دلم خوشنود دارد اندکی

مژدهٔ صحت مرض را سود دارد اندکی

زان جفا جو گرچه میدانم نمی‌آید وفا

خاطرم را وعده‌اش خوشنود دارد اندکی

گرچه بر دور رخش خوش مینماید خط سبز

صفحهٔ دلرا غبارآلود دارد اندکی

میکشم هر چند آه سرد تا خالی شود

باز می‌بینم دلمرا دود دارد اندکی

میشود لیلم نهار از گردش لیل و نهار

چرخ گردون روی در بهبود دارد اندکی

گر بحالم چشم دریا دل کند جودی رواست

آب دیده سوز دلرا سود دارد اندکی

مینوازد عاشقان را گوشهٔ چشمش گهی

ترک مستش بر فقیران جود دارد اندکی

طاعت از من گر نیاید هست ایمانم قوی

میکنم آن نیز تارم پود دارد اندکی

میگریزد زاهد خشک از سماع شعر تر

فیض را این گفتگوها سود دارد اندکی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از احساسات عاشقانه و یاد معشوق سخن می‌گوید. او به خوبی می‌داند که محبت و وفای معشوق واقعی نیست، اما یاد او دل را خوشنود می‌کند. بر رغم مشکلات و دوری‌ها، خاطرات و وعده‌های معشوق آرامش بخش است. شاعر به زیبایی‌ها و خصوصیات معشوق اشاره می‌کند و احساسات عمیق خود را به تصویر می‌کشد. او همچنین به تاثیر شعر و موسیقی در روحیه انسان‌ها و چالش‌های زاهدان در فهم عواطف و احساسات پرداخته و به اهمیت عشق و هنر در زندگی اشاره می‌کند. به طور کلی، این شعر یک توصیف شاعرانه از عشق و زیبایی‌های آن است، حتی اگر با درد و دوری همراه باشد.