نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۹۴۰ فیض کاشانی

فیض کاشانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

روی بنمای ای پری رخسار هی

عقل را دیوانه کن دلدار هی

بلبلانت در ترنم آمدند

جلوه‌ای کن ای گل بیخار هی

دل بجان آمد مرا از هجر تو

یکدمک بنشین برم ای یار هی

جان باستقبال آمد تا بلب

بوسهٔ زان لعل شکر بار هی

بادهٔ عشق تو دارد جام دل

مشگنش دلدار هی دلدار هی

لطف کن از چشم مستت ساغری

فیض را مگذار در غم زارهی

شد دلم دیوانه در زنجیر غم

صبر تا کی ای پری رخسار هی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و زیبایی معشوق است. شاعر از معشوق خود خواسته تا خود را نمایان کند و با زیبایی‌اش عقل او را دیوانه کند. او به بلبل‌ها اشاره می‌کند که به خاطر گل‌های خوشبو و زیبا در حال ترنم هستند. دل شاعر از دوری معشوق رنج می‌برد و از او می‌خواهد که یک لحظه در کنارش بنشیند. او همچنین به عشق و زیبایی معشوق، که شبیه جامی پر از باده است، اشاره می‌کند و از او می‌خواهد که با نگاهش به او لطف کند و غم را از دلش دور کند. شاعر در پایان می‌گوید که دلش به شدت غمگین است و نمی‌داند تا کی می‌تواند صبر کند.