غزل شمارهٔ ۹۴۸ فیض کاشانی
فیض کاشانی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)
الا ای که دلها نهان میربائی
کجائی کجائی کجائی کجائی
میان من و بزم وصل تو تا کی
جدائی جدائی جدائی جدائی
تو با این لطافت چنین بیمروت
چرائی چرائی چرائی چرائی
که گفتت سراپا وفائی غلط گفت
جفائی جفائی جفائی جفائی
بکام کسی چون نهٔ می نگوئی
کرائی کرائی کرائی کرائی
چه خواهد شدن ایشب هجر اگر تو
سرائی سرائی سرائی سرائی
چه پرسی که فیض از غم ما چه خواهد
رهائی رهائی رهائی رهائی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره احساس دلتنگی و جدایی از معشوق است. شاعر از معشوق خود با ناز و لطافتی توصیف میکند و به عشق و وصالی که در انتظار است، اشاره دارد. او درگیر جدایی و غم است و بارها از معشوق خود میپرسد که چرا با او اینگونه رفتار میکند. این شعر پر است از حسرت و آرزو برای وصال و رهایی از درد جدایی.