نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱ فیض کاشانی

فیض کاشانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

الا یا ایها المَهدی مدامَ الوَصل ناوِلها

که در دوران هجرانت بسی افتاد مشکل‌ها

صبا از نکهت کویت نسیمی سوی ما آورد

ز سوز شعله شوقت چه تاب افتاد در دل‌ها

چو نور مهر تو تابید بر دل‌‏های مشتاقان

ز خود آهنگ حق کردند و بربستند محمل‌ها

دل بی‌‏بهره از مهرت حقیقت را کجا یابد

حق از آیینه رویت تجلی کرد بر دل‌ها

به حق سجاده تزیین کن مهل محراب و منبر را

که دیوان فلک صورت از آن سازند محفل‌ها

شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هائل

ز غرقاب فراق خود رهی بنما به ساحل‌ها

اگر دانستمی کویت به سر می‏‌آمدم سویت

خوشا گر بودمی آگه ز راه و رسم منزل‌ها

چو بینی حجت حق را به پایش جان‏‌فشان ای فیض

«مَتی ما تَلقِ مَن تَهوی، دَعِ الدُّنیا وَ أهمِلها»

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شاعر در این شعر به انتظار و longing (آرزو و اشتیاق) برای ظهور مهدی (عج) اشاره می‌کند. او از مشکلات دوران هجران سخن می‌گوید و محبت و عشق به مهدی را به عنوان شعله‌ای در دل‌ها توصیف می‌کند. همچنین اشاره می‌کند که نور مهدی، دل‌های مشتاقان را روشن کرده و آن‌ها را به سوی حق جلب کرده است. شاعر از زیبایی‌های خانه خدا و عبادت می‌گوید و از خداوند می‌خواهد تا او را به ساحل نجات برساند و از غرق شدن در فراق مهدی رهایی بخشد. در انتهای شعر نیز از فیض می‌خواهد که او را به زیارت حجت حق راهنمایی کند و از دنیا رهایی بیابد.