شمارهٔ ۱۰ فیض کاشانی
فیض کاشانی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
مژده وصل آن رفیع جناب
آمد از نزد حق به نص کتاب
میوزد از درش نسیم بهشت
بوی رحمان از این نفس دریاب
اینک اینک رسید وقت لقا
السرور، السرور، یا احباب
هاتف غیبم این پیام آورد
کابشروا بالقدوم یا اصحاب
قد دنا محضری بحضرتکم
هین برون آمدیم از جلباب
وقت آن شد که وصل ما گردد
مرهم زخم سینههای کباب
العجل، العجل، بلاء مهل
الحضور، الحضور، هان بشتاب
بسته شد باب فیض بر رخ فیض
افتتح یا مفتّح الابواب
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این ابیات شعری به حالی روحانی و شادمانی اشاره دارد که مژدهای از سوی خدا به مومنان و دوستان داده شده است. شاعر از آمدن پیامی خوش برای لقا و وصال با محبت الهی خبر میدهد. همچنین به عطر بهشت و نسیم خوشی که از درگاه الهی میوزد، اشاره میکند. شاعر از دوستان دعوت میکند که حضوری عمیق و سریع را تجربه کنند و به شوق وصل و مرهم زخمهای دلها بشتابند. با بیان این نکات، شعری از امید، شادی و نزدیک شدن به رحمت الهی را ترسیم میکند.