شمارهٔ ۱۰۲ فیض کاشانی
فیض کاشانی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
سلوک راه حق و خدمت امام شفیق
گرت مدام میسر شود زهی توفیق
جهان و کار جهان جمله هیچ در هیچ است
که نیست راهنمائی به حق جدیر و حقیق
بسی مسائل دینیه خورده است گره
مگر امام گشاید به ناوک تحقیق
کجاست راهنمائی به سوی منزل او
که ما به خویش نبردیم ره به هیچ طریق
خفای او ز نظرهای غیبتش در چاه
به غور آن نرسد صد هزار فکر عمیق
برون خراما اماما و راه حق بنمای
که در کمینگه دینند قاطعان طریق
دریغ و درد که بگذشت عمر فیض و نیافت
سعادت شرف خدمتش به هیچ طریق
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره جستجو برای یافتن راه حق و پیروی از امام و هدایت اوست. شاعر به این نکته اشاره میکند که در دنیای پر از مشکلات دینی، تنها امام میتواند کلید گرهگشایی باشد. او از فقدان راهنمایی مناسب شکایت میکند و میگوید که تلاشهای بشری برای فهم خداوند و حقیقت، ناکافی است. در پایان، شاعر ابراز تأسف میکند که عمرش را در جستجوی سعادت و خدمت به امام سپری کرده و هنوز موفق به یافتن آن نشده است.