نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۹ فیض کاشانی

فیض کاشانی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

غم زمانه که هیچش گران نمی‌‏بینم

دواش غیر امام زمان نمی‏‌بینم‏

عجب بود که در ایام ما ظهور کند

چرا که طالع خویش آن چنان نمی‌‏بینم

ز دامن غم او دست بر نمی‏‌دارم

چرا که مصلحت خود در آن نمی‌‏بینم‏

بدین دو دیده حیران من هزار افسوس

که با دو آینه رویش عیان نمی‌‏بینم

نشان دوستی اهل بیت پرهیز است

در اهل دانش عصر این نشان نمی‌‏بینم

مپرس فیض ز من سرّ غیبتش که در آن

به هیچ‌جا سخن دل نشان نمی‌‏بینم

کسی که گوش کند ناله‏‌ام در این غم کو؟

خموش که اهل دلی در جهان نمی‏‌بینم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به غم و اندوه خود از غیبت امام زمان (عج) اشاره می‌کند و می‌گوید که هیچ دارویی جز انتظار او نمی‌تواند دردهایش را تسکین دهد. او به ناامیدی از ظهور امام در زمان خود اشاره می‌کند و می‌گوید که شرایط مناسب برای ظهور را نمی‌بیند. همچنین، او از ارتباطش با اهل بیت و فرزانگی در این زمان می‌گوید و از نبود کسانی که به ناله‌های او گوش کنند، ابراز نارضایتی می‌کند. در نهایت، او به فقدان دوستی و همدلی در جامعه اشاره می‌کند و احساس تنهایی و غم عمیق خود را نشان می‌دهد.