شمارهٔ ۱۱۰ فیض کاشانی
فیض کاشانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خیز تا از در طاعات گشادی طلبیم
بر در دوست نشینیم و مرادی طلبیم
بهر راه حرم وصل بیا تا برویم
به گدائی به در تقوی و زادی طلبیم
اشک آلوده ما گرچه روانست ولی
به رسالت بر او پاک نهادی طلبیم
لذت داغ غمت بر دل او باد حرام
اگر از جور غم هجر تو دادی طلبیم
صبر بر حکم الهی چه کنیم ار نکنیم
از خدا در غم تو خاطر شادی طلبیم
از پی آن که مگر قابل وصل تو شدیم
از ره تقوی و پرهیز رشادی طلبیم
جرم ما شد سبب بستن این در ای فیض
خیز تا از در طاعات گشادی طلبیم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دعوت به طاعت و عبادت است و اشاره به تلاش برای نزدیکی و وصال با معبود دارد. شاعر از امید به بخشش و رحمت خدا صحبت میکند و از اشکهای خود به عنوان نشانهای از دل شکسته یاد میکند. همچنین تاکید میکند که اگرچه در زندگی با غم و سختی مواجهیم، باید از خداوند شادی و آرامش را جستجو کنیم. در نهایت، روحی از توبه و تلاش برای پرهیز از خطاها به چشم میخورد که هدف آن دستیابی به فلاح و رستگاری است.