شمارهٔ ۱۲ فیض کاشانی
فیض کاشانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
در دل ز حق تعالی، شکریست بینهایت
کو در کتاب خود کرد، در شأن تو حکایت
در وعده وصالت، نستخلفنّهم گفت
جان گر فشانم ارزد، این لطف و این عنایت
روزی که حق جدت، اشرار غصب کردند
کرد این خطای منکر، در آل او سرایت
کس تشنه شما را، دیگر نداد آبی
گفتی ولی شناسان، رفتند از آن ولایت
از شور کربلا شد، دلها کباب کانجا
سرها بریده بینی، بیجرم و بیجنایت
هرچند فکر کردم، جز وحشتم نیفزود
زنهار از این حکایت، فریاد از این روایت
شد در شب خفایت، راه مراد من گم
از گوشهای برون آی، ای کوکب هدایت
گر تو کنی عذابم، رو از تو برنتابم
جور از حبیب خوشتر، کز مدعی رعایت
مهر امام باید، ورنه چه سود ای فیض
قرآن به سبعه خواندن در چارده روایت؟!
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به ستایش و شکرگزاری از حق تعالی پرداخته و بر اهمیت مقام و شأن امامان تأکید میکند. شاعر اشاره میکند که خداوند در کتابهای آسمانی به عظمت و مقام امامان اشاره کرده است و وعده داده که جان خود را برای رضایت و لطف آنها فدای کند. شاعر به واقعه عاشورا و کربلا اشاره میکند که در آن امام حسین(ع) و یارانش مورد ظلم و ستم قرار گرفتند و بیگناه جان باختند. او در این شعر به درد و رنج ناشی از این واقعه تلخ اشاره میکند و از خداوند میخواهد که او را در این مسیر هدایت کند. همچنین بر این نکته تأکید میکند که محبت امامان و اهل بیت ضروری است و برای درک صحیح قرآن و معارف اسلامی باید به آنان توجه شود.