نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۵ فیض کاشانی

فیض کاشانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

اماما پای نه تا آنکه در پایت سراندازیم

نثارِ خاکِ راهت را دل و جان و زر اندازیم

جهانِ تیرهٔ پُرظلم را از هم بیفشانیم

فَلک را سقف بشکافیم و طرح دیگر اندازیم

یکی از عقل می‌‏لافد، یکی طامات می‌‏بافد

بیا کین داوری‏‌ها را به پیش داور اندازیم

اگر دشمن بر آن باشد که خون دوستان ریزد

به سیف اللّه دست آریم و بنیادش براندازیم

خوش آن روزی که بینیمت نشسته جای پیغمبر

به دور مجلست گردیم و از دشمن سر اندازیم

صبا خاک وجود ما بدان عالیجناب انداز

بوَد کان شاهِ خوبان را نظر بر منظر اندازیم

به خاک درگهش روی نیاز آریم همچون فیض

از آنجا خویش را شاید به حوض کوثر اندازیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به عشق و ارادت خود نسبت به یک شخصیت بزرگ و مقدس اشاره می‌کند. او در بیت‌های مختلف به آرزوی پیروزی در مبارزه با ظلم و ستم می‌پردازد و بر لزوم اتحاد و هم‌پیمانی دوستان تأکید می‌کند. شاعر خواهان برپایی یک جامعه‌ی عادلانه است که در آن سنگر دشمنان را ویران کنند و خود به مقام والای محبت و بندگی دست یابند. او در نهایت از خاک‌سپاری خود در کنار آن شخصیت و آرزوی نزدیکی به منبع معرفت و رحمت سخن می‌گوید.