نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۷ فیض کاشانی

فیض کاشانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

با ما یکی به آن لب مشکین خطاب کن

بگشای نافه را و جهان مستطاب کن

از پرده خفا به درآ، آشکار شو

ای آفتاب پرتو خود بی‏سحاب کن‏

زان پیشتر که عالم فانی شود خراب

بنیاد ظلم و خانه ظالم خراب کن‏

هان وقت فوت می‏شود این دور تست

دور فلک درنگ ندارد شتاب کن

دیگر نماند صبر به دل‏های دوستان

بردار پرده از رخ و رفع حجاب کن

فیضت وصال می‏طلبد از در دعا

یا رب دعای خسته دلان مستجاب کن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به دعوت از معشوق و زیبایی‌های او می‌پردازد و خواستار ظهور او از پس پرده‌هاست. شاعر می‌خواهد که معشوق با لبانی زیبا و دل‌فریب خود، جهان را پر از زیبایی کند و نشان دهد. همچنین به ناپایداری دنیا اشاره کرده و می‌خواهد ظلم و فساد از بین برود. اشاره به زمان و گذر آن نیز وجود دارد که تأکید می‌کند فرصت‌ها محدودند و باید سریع عمل کرد. در نهایت، شاعر دعا می‌کند تا درخواست‌های دل‌های شکسته مستجاب شود.