نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۸ فیض کاشانی

فیض کاشانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

مهدی هادی چو بنشیند به جای خویشتن

زنده گرداند جهان را همچو جان کاید به تن

خوش به جای خویشتن باشد نشست خسروی

تا نشیند هر کسی دیگر به جای خویشتن

شیعه‏ی او را بشارت ده به حسن خاتمت

کاسم اعظم کرد ازو کوتاه دست اهرمن

شوکت مهدیّ اهل البیت و عالم گیریش

شد در افواه خلایق داستان انجمن

شد در افواه خلایق داستان انجمن

هر نفس با بوی رحمن می‏وزد باد یمن

گوشه‏گیران انتظار جلوه‏ات دارند هان

خویش را کن آشکار و برقع از رخ برفکن

جویبار ملک را آب روان شمشیر تست

نونهال عدل بنشان بیخ بدخواهان بکن

حافظ این ابیات گفت و فیض در تضمین آن

مشورت با عقل کرد، المستشار مؤتمن‏

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره مهدی (عج) و ظهور اوست. شاعر می‌گوید زمانی که مهدی به جای خود بنشیند، جهان زنده می‌شود و خوشبختی برای همه به ارمغان می‌آورد. او بشارت‌دهنده حسن خاتمت و نجات‌دهنده از شر و بدی‌هاست. مقام عالی مهدی در دل‌های مردم داستانی آشنا شده است و انتظار ظهور او در دل‌ها و گوشه‌گیران وجود دارد. شاعر در پایان به این نکته اشاره می‌کند که با عقل مشورت کرده است و از wisdom بهره برده است.