شمارهٔ ۱۲۹ فیض کاشانی
فیض کاشانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
دانی که چیست دولت، روی امام دیدن
در کوی او گدائی، بر خسروی گزیدن
گاهی به حضرت او، راز نهفته گفتن
گاه از لب شریفش اسرار دین شنیدن
گاهی جهاد کردن، با دشمنان ملت
سرهای ناکسان را، در مقدمش بریدن
مهرش به دل نهفتن، رازش به کس نگفتن
تا بعد از آن بنقشی در دست و خود گزیدن
رو چارهای بیندیش، ای فیض در فراقش
جانها رسد به لبها، تا ما به او رسیدن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف احساسات و حالاتی میپردازد که انسانها در ارتباط با امام و معصومین تجربه میکنند. در آن به اهمیت دیدار با امام، آداب گدایی در حضور او، راز و نیاز با ایشان، شنیدن اسرار دین از لبهای شریف او، و جهاد در راستای دفاع از ملت اشاره شده است. همچنین به حفظ محبت و راز دل در درون و در پایان به فراق و آرزوی وصال واقعی با امام اشاره میکند. در کل، شعر به موضوع عشق و اشتیاق به امام و احساسات ناشی از دوری از او پرداخته است.