نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۳۵ فیض کاشانی

فیض کاشانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

با خون دل نوشتم نزد امام نامه

انّی رأیت دهرا من هجرک القیامه

دارم من از فراقت در دیده صد علامت

لیس الدموع عینی هذا لنا العلامه

گفتی ملامت آمد از کثرت حدیثش

واللّه ما رأینا حبّا بلاملامه

پرسیدم از خبیری حال امام گفتا:

«فی بعده عذاب فی قربه السلامه»

با دشمنان مگویید سرّش من آزمودم

من جرّب المجرّب حلّت به الندامه

گر چه امام فرض است بهر هدایت خلق

واللّه ما قبلنا من غیرک الامامه

ای فیض در وصالش می‏‌کوش تا توانی

حتّی تذوق منه، کأسا من الکرامه

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر با دل‌تنگی و غم، از دوری امام و مشکلاتی که از این جدایی به او رسیده صحبت می‌کند. او ابراز می‌کند که چشمش پر از علامت‌های درد و غم است و اشک‌هایش نماد این درد نیستند. شاعر به ملامت‌هایی که درباره عشق به امام می‌شود اشاره کرده و می‌گوید که او هرگز ندیده است که عشق بدون ملامت وجود داشته باشد. همچنین، او از کسی که در حال امام خبر دارد، می‌پرسد و می‌فهمد که دوری از امام عذاب‌آور و نزدیکی به او مایه آرامش است. شاعر تأکید می‌کند که هیچ کس غیر از امام برای هدایت مردم قابل قبول نیست و در پایان از دیگران دعوت می‌کند تا تلاش کنند به وصال امام برسند و طعم کرامت او را بچشند.