نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۳۸ فیض کاشانی

فیض کاشانی / غزلیات / وزن: فاعلن مفاعیلن فاعلن مفاعیلن (مقتضب مثمن مطوی مقطوع)

پیرو شریعت باش ای دل ار مسلمانی

وقت را غنیمت دان آن قدر که بتوانی

عمر رفته خود بگذشت نامده محقق نیست

حاصل از حیات ای دل یک دم است تا دانی

پیش سنی از قائم دم نزن که نتوان گفت

با رفیق نامحرم حرف راز پنهانی

گر لقای او خواهی با دعای او پرداز

در پناه یک اسم است خاتم سلیمانی‏

روز و شب دعا می‏کن تا لقای او یابی

جهد کن از وصلش کام خویش بستانی

در جهان مجو کامی غیر خدمتش ای فیض

کاین همه نمی‏ارزد شغل عالم فانی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن دعوتی است به پیروی از شریعت و زندگی پرمعنا. شاعر به دل می‌گوید که زمان را غنیمت بدارد و به یاد داشته باشد که عمر گذراست و ارزش واقعی زندگی در لحظات معنوی و خدمت به خداوند است. همچنین، او هشدار می‌دهد که در صحبت با دیگران، به خصوص افراد نامحرم، احتیاط کند و برای رسیدن به خداوند، دعا کند و تلاش کند تا به وصال او نائل شود. در نهایت، شاعر تأکید می‌کند که هیچ موفقیتی در این دنیا نمی‌تواند به اندازه خدمت به خداوند ارزش داشته باشد.