نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۴ فیض کاشانی

فیض کاشانی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

برای دوست رفیقی که خالی از خلل است

محبت نبی و آل و علم با عمل است

صفیف شو به عمل راه آخرت تنگ است

به علم کوش که عمر عزیز بی‏بدل است

نه من ز بی‏عملی در جهان ملولم و بس

ملالت علما هم ز علم بی‏عمل است

چو غائب است امام زمانه یکباره

جهان و کار جهان بی‏ثبات و بی‏محل است

دلم امید فراوان به وصل او دارد

ولی اجل به ره عمر رهزن امل است

خدای هر دو جهان هرچه خواست کرد مگو

«که سعد و نحس ز تأثیر زهره و زحل است»

خداست فاتح ابواب و خالق اسباب

فرو فرستد آن را که کرده در ازل است

برای آن که ظهور امام زود شود

همیشه ورد سحرگاه فیض العجل است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره دوستی و محبت به اهل بیت و علم و عمل است. شاعر به ضرورت عمل کردن و پرهیز از بی‌عملی تاکید می‌کند و می‌گوید که تنها دانش بدون عمل باعث دل‌سردی است. همچنین اشاره دارد که در غیبت امام زمان، دنیا بی‌ثبات است و همه چیز مستلزم یک دلیل الهی است. شاعر دلش پر از امید به وصال امام است، اما می‌داند که زمان مرگ می‌تواند مانع از تحقق آرزوهایش شود. در پایان، به اهمیت دعا و نیت برای تسریع ظهور امام اشاره می‌کند.