شمارهٔ ۱۴۳ فیض کاشانی
فیض کاشانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
گر از روشِ حافظ و قرآن به در آیی
هر ره که روی باز پشیمان به در آیی
بردار سرودی ز کلامش طرب انگیز
شاید دمی از غُصّهٔ هجران به در آیی
جان میدهم از حسرتِ دیدارِ تو چون صبح
باشد که چو خورشید درخشان به در آیی
تا کی چو صبا بر تو گمارم دم همت
کز غنچه چو گل خرم و خندان به در آیی
از تیره شب هجر تو جانم به لب آمد
وقت است که همچون مه تابان به درآیی
ای فیض مخور غصه که این پردهٔ غیبت
برخیزد و از کلبهٔ احزان به درآیی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر با زبانی زیبا و احساساتی عمیق، به غم فراق و longing برای وصال معشوق میپردازد. شاعر از روش حافظ و قرآن یاد میکند و اشاره میکند که اگر از این راهها خارج شویم، بار دیگر دچار پشیمانی خواهیم شد. وی از جان دادن به خاطر حسرت دیدار معشوق سخن میگوید و امید دارد که او مانند خورشید درخشان، روزی به سراغش بیاید. در ادامه، شاعر از تیره شب هجران و سختیهایی که میکشد، سخن میگوید و انتظار دارد که معشوق همچون ماه تابان از غیبت بیرون بیاید و به زندگیاش روشنی بخشد. در نهایت، پیامی از امید و رهایی از غصههای غیبت را به تصویر میکشد.