شمارهٔ ۱۴۷ فیض کاشانی
فیض کاشانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
ای که حرمانی ما را تو روا میداری
مخلصان را ز بر خویش جدا میداری
آن جفاها که فراق تو به ما کرد و کند
ما تحمل نکنیم ار تو روا میداری
من در این شکوه که آمد خبری از بر او
کای فلانی گله از حضرت ما میداری؟!
تو به تقصیر خود افتادی از این در محروم
از چه مینالی و فریاد چرا میداری
ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه تست
عرض خود میبری و زحمت ما میداری
خویش را قابل خدمت کن و آنگه بطلب
مستحق ناشده امید عطا میداری
فیض بگذر به بیابان هوس تا برسی
به امیدی که در این ره به خدا میداری
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به موضوع فراق و جدایی از محبوب میپردازد و احساس درد و رنج ناشی از این جدایی را توصیف میکند. او به شخصی خطاب میکند که به جای تحمل سختیها و جدایی، به شکواییه و ناله میپردازد و از او میخواهد که بداند این محرومیتها ناشی از تقصیر خود اوست. شاعر به او میگوید که باید خود را شایسته خدمت کند و سپس از لطف و عطای محبوب درخواست کند. در نهایت، برای رسیدن به لطف الهی باید در دل خود امیدی داشته باشد و به جستجوی مسیر درست برود.