شمارهٔ ۱۴۸ فیض کاشانی
فیض کاشانی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)
سلامی چو بوی خوش آشنائی
بدان مردم دیده روشنائی
درودی چو نور دل پارسایان
بدان شمع خلوتگه پارسائی
بدان زبده دودمان نبوت
بدان نخبه عترت مصطفائی
امام زمان مقتدای خلایق
حفیظ زمین بحر علم سمائی
دلا باش دائم گدای در او
از ایشان طلب رازهای خدائی
ز درگاه آل نبی رو مگردان
که آنجاست مفتاح مشکل گشائی
بیاموزمت کیمیای سعادت
ز اعدای آل پیمبر جدائی
نمیبینم از همدمان هیچ یاری
دلم خون شد از غصه مهدی کجائی
مکن فیض از غیبت خود شکایت
چه دانی تو ای بنده کار خدائی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان سلام و درود به امام زمان (عج) میپردازد و مقام و جایگاه ایشان را به عنوان مقتدای انسانها و منبع علم و دانش معرفی میکند. شاعر از دل جویای حقیقت و شناخت رازهای الهی، به خوانندگان توصیه میکند که از درگاه اهل بیت پیامبر (ص) دور نشوند، زیرا آنجا مکانی برای حل مشکلات و دستیابی به سعادت است. همچنین، شعری از غیبت امام و اهمیت انتظار و امید به ظهور ایشان را نیز بیان میکند و تأکید میکند که نباید از غیبت امام شکایت کرد، چرا که خداوند را باید در همه احوال در نظر داشت.