شمارهٔ ۱۹ فیض کاشانی
فیض کاشانی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
به علم آل نبی هر کسی که ره دانست
درِ دگر زدن اندیشه تبه دانست
بر آستانه ایشان هر آن که راهی یافت
به روی ارض ملک را قرارگه دانست
درِ مدینه علم رسول هر که شناخت
به گنجهای حقایق تمام ره دانست
نیافت افسر حُبّ علی مگر آن کس
که سرفرازی عالم در این کلَه دانست
ورای دوستی خاندان ز ما مطلب
که شیخ مذهب ما غیر از این، گنه دانست
دلم ز اهل نفاق و صحابه شد بیزار
چرا که شیوه این قوم دل سیه دانست
تو پادشاه زمانی و من گدای درت
خوش آن گدا که درِ چون تو پادشه دانست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره علم و معرفت خاندان پیامبر اسلام (علیه السلام) صحبت میکند. شاعر تأکید میکند که هر کسی که به علم آل نبی پی ببرد، به حقیقت و واقعیتها دست مییابد. همچنین به اهمیت شناخت مقام و جایگاه اهل بیت و محبت به آنها اشاره میکند. شاعر از نفرت خود نسبت به نفاق و رفتار برخی صحابه ابراز تاسف میکند و در نهایت به مقام والای ولی خدا، یعنی علی (علیه السلام)، اشاره کرده و خود را در مقام خدمت به او میداند. شعر بیانگر عشق و ارادت به اهل بیت و تأکید بر اهمیت علم و معرفت است.