شمارهٔ ۳۲ فیض کاشانی
فیض کاشانی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
دل سراپرده محبت اوست
دیده آئینه دار طلعت اوست
سر و جانم فدای خاک رهش
تن زارم برای خدمت اوست
تا «نُریدُ نَمُنّ» حق فرمود
گردنم زیر بار منت اوست
همه کس بر طهارتش شاهد
همه عالم گواه عصمت اوست
جبرئیل امین در آن درگاه
پردهدار حریم حرمت اوست
هر کسی را غمی و ما و غمش
فکر هر کس به قدر همت اوست
فیض را بهره گر ز تقوی نیست
سینهاش مخزن محبت اوست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر عشق و ارادت شاعر به معشوقی بزرگ و مقدس است. شاعر دل خود را به محبت او سپرده و به طهارت و عصمت او اشاره میکند. او همچنین فدای خاک راه محبوبش شده و همیشه در خدمت اوست. در این شعر، به سادگی و صداقت عشق و احساسات عمیق شاعر نسبت به محبوبش پرداخته شده و نشان میدهد که هر کسی با درد و غم خود زندگی میکند، اما مقام و ارزش هر کس به همت و ظرفیت او بستگی دارد. در نهایت، شاعر تأکید میکند که سینهاش مملو از محبت اوست و حتی اگر بهرهاش از تقوا کم باشد، عشقش همواره پایدار است.