شمارهٔ ۳۶ فیض کاشانی
فیض کاشانی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
رواق منظر چشم من آشیانهٔ تست
کرم نما و فرود آ که خانه خانهٔ تست
ندادهام به کسی نقد دل به جز مهرت
درِ خزانه به مهر تو و نشانهٔ تست
به تن مقصرم از دولت ملازمتت
ولی خلاصهٔ جان خاک آستانهٔ تست
تو قطب عالمی ای شهسوار ورنه چراست
که توسنی چو فلک رام تازیانهٔ تست
چرا زیاد تو یاد خدا کنیم اگر
کلید گنج سعادت نه در خزانهٔ تست؟
زهی جلال و جمال و زهی صفات و کمال
که در جهان همه گلبانگ عاشقانهٔ تست!
چو فیض طالب فیضم ز خاک درگه تو
که فیضهای الهی در آستانهٔ تست!
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به شدت عاشقانه و عارفانه است و به وجود محبوب و معشوق اشاره میکند. شاعر فضای خود را به منزلی تشبیه میکند که محبوب در آن سکونت دارد و از او میخواهد که نزد او فرود آید. او بیان میکند که تنها عشق و محبت به محبوب در دلش جای دارد و تمام وجودش به خاطر اوست. شاعر معشوق را به عنوان محور همه عالم و بلکه سرچشمه کل صفات و کمالات معرفی کرده و بر این باور است که خوشبختی واقعی در نزد او و در محبت او نهفته است. او در نهایت به زلال و فیض الهی اشاره میکند که از آستانه معشوق جاری میشود و خود را وابسته به او میداند. در کل، شعر پر از عشق و ستایش نسبت به محبوب است و به جلال و جمال او میپردازد.