نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۸ فیض کاشانی

فیض کاشانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

ای تو ما را راحت جان الغیاث

دردها را جمله درمان الغیاث

ای سر و سرکرده هر سروری

نیست ما را بی تو سامان الغیاث

قائم آل پیامبر دستگیر!

بی توایم افتان و خیزان الغیاث

کار شرع از دست شد، بیرون خرام

تازه کن آئین ایمان الغیاث

عالمی گردید مالامال شر

از جفا و جور و طغیان الغیاث

خون ما خوردند این دجالیان

مهدی هادیِّ دوران الغیاث

فیض شد دل تنگِ صحرای فراق

مونس دل راحت جان الغیاث

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن دعایی است به معصومین، به ویژه به امام مهدی (عج)، که در آن از خداوند درخواست کمک و نجات می‌شود. شاعر از دردها و مشکلاتی که جامعه با آن مواجه است صحبت می‌کند و از امام مهدی به عنوان نجات‌دهنده و مرشد درخواست می‌کند تا به او کمک کند و چراغ هدایت را دوباره روشن کند. او به فساد و ستم حاکم بر جامعه اشاره می‌کند و از امام می‌خواهد تا با ظهور خود، وضعیت را تغییر دهد و آرامش و عدالت را بازگرداند. در نهایت، خواسته‌های قلبی و ناگفته خود را ابراز می‌کند و به امید رحمت و یاری امام، دعا می‌کند.