نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴ فیض کاشانی

فیض کاشانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

یا رب که کارها همه گردد به کام ما

نور حضور خویش فروزد امام ما

ما باده محبت او نوش کرده ‏ایم

ای بی‏ خبر ز لذت شرب مدام ما

هرگز نمیرد آنکه از این باده زنده شد

ثبت است بر جریده عالم دوام ما

ای باد اگر به کوی امام زمان رسی

زینهار عرضه دار به پیشَش پیام ما

گو همتی بدار که مخمور فرقتیم

شاید برآید از می وصل تو کام ما

از اشک در ره تو فشانیم دانه ‏ها

باشد که مرغ وصل کند میل دام ما

فیضت ز هر چهار طرف می‏کند سلام

پیکی کجاست تا برساند سلام ما

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به دعا و درخواست از خداوند و امام زمان (عج) می‌پردازد. شاعر آرزو دارد که همه امور به نیکویی پیش برود و نور وجود امام بر دل‌های مومنان بتابد. او از احساس عشق و محبت به امام صحبت می‌کند و بیان می‌کند که کسانی که از محبت او بهره‌مند شده‌اند، هرگز نمی‌میرند. شاعر از باد می‌خواهد که پیامی به امام برساند و در اوج احساس نیاز و اشتیاق، دعا می‌کند که شاید به وصال حضرت برسد. همچنین، او با اشک و دلتنگی، در پی وصل به معشوق خویش است و خواهان رساندن سلام به امام زمان می‌باشد.