نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۵ فیض کاشانی

فیض کاشانی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

نه هر که روی نبی دید سروری داند

نه هر که آینه سازد، سکندری داند

کسی که اکثر عمرش به بت‏پرستی رفت

چسان هدایت دین پیمبری داند؟

کسی که در ره دین کج نهد قدم ز اول

زره برون رود آخر چه رهبری داند

هزار در که هر یک هزار بگشاید

ز علم تا نبود چون کسی سری داند

به جز خدای نداند امام عالم کیست

که قدر گوهر یک دانه گوهری داند

نجات خلق ز غرقاب جهل کار علی است

در این محیط نه هر کس شناوری داند

مقام راهبری گر به حق بود نیکوست

وگرنه هر که تو بینی ستمگری داند

جهان و کار جهان گرچه در هم است ای فیض

ولی مدبّر کل دادگستری داند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی ویژگی‌های هدایت و رهبری می‌پردازد. شاعر می‌گوید که تنها دیدن چهره نبی یا دانستن ساخت آینه نشان‌دهنده سروری و رهبری نیست. او تاکید می‌کند که افرادی که عمرشان را در بت‌پرستی گذرانده‌اند، نمی‌توانند به درستی راه دین و هدایت را بشناسند. همچنین کسانی که از ابتدا در مسیر غلط گام گذاشته‌اند، نمی‌توانند رهبران خوبی باشند. شاعر اشاره می‌کند که علم بدون درک صحیح و دانش عمیق ارزشی ندارد و به همین دلیل فقط خداوند می‌داند که امام و عالم واقعی کیست. او معتقد است که تنها علی (ع) می‌تواند خلق را در برابر جهل نجات دهد و رهبری صحیح بر جهان تنها در دست کسانی است که به حق و عدالت معتقدند. در نهایت، شاعر تصریح می‌کند که اگرچه امور جهان پیچیده است، ولی خداوند مدبر کل و دادگستری است که هستی را در دست دارد.